اشکال هندسی با حبوبات

البته در قسمت هایی از رودخانه آمازون که دارای آب گرم و نسبتاً راکد است، حیوانات عجیبی نیز زندگی می کنند که یک نمونه از آنها، نوع خاصی از گربه ماهی است که به دلیل زندگی در یکی از بکرترین مناطق دنیا بسیار بزرگ تر از حد معمول است. با توجه به این مسئله شکل ظاهری و توزیع پوشش گیاهی در ارسباران بسیار متنوع است. 1396. مقایسۀ روشهای تفسیر چشمی و رقومی در تهیۀ نقشه کاربری و پوشش اراضی استان اردبیل. ارسباران واقع در حاشیه جنوبی رودخانه مرزی ارس در استان آذربایجان شرقی، در سال ۱۳۵۲ حفاظت شده اعلام شد، در سال ۱۳۵۵ نیز به دلیل دربرداشتن زیست بومهای گوناگون، ارزش بیولوژیك بسیار بالا و گونه های گیاهی و جانوری منحصر به فرد، به عنوان ذخیره گاه زیست كره شناخته شد.

پیشنهاد می کنیم با خودروی شخصی وارد پارک جنگلی هلومسر شوید چراکه در این پارک، مسیرهای ماشین رو بسیار دیدنی دارد که از میان درختان عبور کرده و منظره ای بسیار جذاب و در عین حال ترسناک را به وجود آورده است که در میان جاهای دیدنی آمل، بی نظیر می باشد. از کارِ گروهی که بی خدشه به معماری بومی منطقه، آنجا را زنده و تجهیز کرده اند. آنـها با یکتعداد اشیـا دفن شده وچیزیکه زنده باقی مانده است، لباس پشمـی آنـها است. مطالعات واژه شناسی زبان های هندو- اروپائی یکتعداد واژه های مشترکی را آشکار ساخته کـه بالای باصطلاح فرهنگ قدیمـی هندو- اروپائی اولیـه روشنی مـیاندازد.

کهن ترین منابع نوشتاری هندو- ایرانی عبارت از متنـهای قدیم ویدی هند، قسمت های از اویستا، کتاب مقدس زرتشتیـان ایران و یکتعداد متن های خط مـیخی شرق مـیانـه کـه مربوط مـیتانی هاست. نیسایـا کـه شمارۀ پنجم است، درمتن درون بین مورو (مارگیـانای قدیم یـا مرو فعلی) و بخدی (شمارۀ 4) واقع شده کـه احتمالا بامتداد یکی از مسیرهای وصل کننده هردو درون شمال افغانستان فعلی واقع است. این مسیرها تماما بـه شمال افغانستان امروزی و کناره های شمالی فلات ایران مـیانجامد. ما از سده های بعدی مـیدانیم کـه این معبر درون زمان های مختلف (توسط مردم) به منظور مـهاجرت از شمال بـه فلات ایران استفاده شده است.

ما نمـیدانیم کدام یک ازاین مسیرها توسط هندو- ایرانیـان اتخاذ شده است. این دام داران احتمالا هندو- اروپائی و بخصوص هندو- ایرانی کاربرد وسیعی از اسپ داشتند (همچنان به منظور سواری). قدیمترین آثارهندو- اروپائی مربوط بـه اوایل و نیمۀ هزارۀ دوم ق م است. اولیـها ازطریق افغانستان کنونی عبورمـیکنند، قبل ازاینکه بـه نیم قارۀ هند سرازیرشوند. درهردوجانب کوهها، مسکونـه های زیـادی نسبت بـه قبل وجود داشته و اغلب آنـها مستحکم سازی شده اند.

متنـهای ویدی هند و بخصوص کهن ترین قسمت آن، ریگویدا مربوط بـه نیمۀ دوم هزارۀ دوم ق م یـا کمـی بعد ترمـیشود. لذا مـیتوان اظهارداشت کـه زبان زرتشت تخمـینا بعین زمان متنـهای ویدی یعنی حدود اواخرهزارۀ دوم ق م مطابقت مـیکند. این دهش تنها به مواردی مانند صدقه دادن و سخاوتمندی محدود نمیشود و معنی مشخص دینی دارد؛ یعنی تأمین نیازمندیهای روزانه همایه (جامعه راهبان بودایی (سنگها)). افق جغرافیـائی آن محدود بـه شمالغرب نیم قارۀ هند یعنی تقریبا معادل شمال پاکستان امروزی است.

به منظور شناخت هندو- ایرانیـها قبل ازاینکه بـه افغانستان برسند، لازم هست ببینیم آیـا مـیتوان آنـها را درآسیـای مـیانـه رد یـابی کرد. ازاین حقیقت کـه هندو- ایرانیـها قسمت اعظم فلات ایران و شمال هند را پُرمـیکنند، با اطمـینان مـیتوان نتیجه گیری کرد (هرمسیری را کـه تعقیب کرده باشند)، آنـها بتعداد زیـاد آمده و کم و بیش نفوس بومـی را از مسیر خویش مـیرانند. ازگسترش فعلی آنـها مـیتوان نتیجه گرفت کـه هندو- آریـائی ها مقدم برایرانیـها بودند. گروههای (هندو-) ایرانی زبان مردمانی اند کـه سرانجام نام خود را بـه سرزمـین ایران (وهواپیمائی افغان- آریـانا) مـیدهند (ریشۀ آریـائی افغانـها احتمالا درسالهای 1930 وقتی طرح مـیشود کـه جرمنی متحد مـهم کشورشده و در کنار تنظیم سایر مسایل، اولین خط هوائی بین کابل- برلین را افتتاح مـیکند.

لذا مردمان صحبت کنندۀ هندو- ایرانی درراه خود بـه فلات، زمانی ارال را از غرب بـه شرق عبورنموده و داخل صحراهای شمال وبحیرۀ ارال درقزاقستان فعلی مـیشوند. این عرصه ها نشان مـیدهد کـه هندو- اروپائیـان اولیـه هنوزهم بصورت یکجائی و تقریبا دریک ساحه، حداقل درون اوایل هزارۀ ششم ق م یـا شاید بعدتر زیست مـینمودند. فرهنگ یـامنایـا بصورت عام مربوط بـه نیمۀ هزارۀ چهارم که تا اواخرهزارۀ سوم ق م مـیشود. بصورت عام معلوم مـیشود کـه مردم بیشترمسکون شده، با وجودیکه هنوزدامداری گسترده و متداول است.

نفوذ غرب درمشابهت های بین باصطلاح فرهنگ یـامنایـا درکوههای غرب ارال و فرهنگ افاناسیو درشرق آن دیده مـیشود. پرندهای به نام سیاه خروس که در ایران فقط در کوههای ارسباران و اطراف رود ارس دیده میشود، گونهای در معرض تهدید است که شکار آن به طور کلی ممنوع اعلام شده است. اسپ زیـاد مـهم شده و درساحۀ سینتاشتا نزدیک مگنیتوگورسک فقط درشرق ارال، تدفین اسپ یکجا با بقایـای ارابه های دوچرخه یـافت شده است. مـهاجرت هندو- ایرانیـها درحقیقت یک واقعۀ دراماتیک یـا اولین مـهاجرت مستند بزرگ و کتلوی مردمان آسیـای مـیانـه بداخل فلات و ماورای آنست کـه درسده های بعدی توسط سکائیـان، هونـها، ترکها، مغولها و ازبیکها ادامـه مـییـابد.

سکه های نقرۀ و مسی او تقلیدی از اسلاف هندو- یونانی بوده و مطابق بـه معیـارهای وزن “هندیـان” ضرب زده شده اند. قرارمعلوم حرفه های فرهنگ یـامنایـا بـه شرق گسترش یـافته و حد اقل درگذارهزارۀ چهارم/سوم ق م باعث ایجاد فرهنگ افاناسیو مـیشود. این حیوان چنان بوی بدی دارد که به گفته مردم بومی باعث میشود موقعیت خود را گم کنید. این آتش سوزی را ا نسان های بیدون مسؤلیت به مقصد گریزاندن حیوانات غیراهلی بوجودمی آورند که درافغانستان کدام سابقه ندارد ولی درکشورهای دیگر ازاین طریق استفاده میکنند که باعث حریق شدن ساحات وسیع میشود وتبدیل به ساوان (خرابه ، ویرانه ) میگردد.

مسیرهای قفقازنیزگزینۀ غیرمحتمل است، زیرا قفقازیک سلسله کوه آسان به منظور عبورتعداد زیـاد مردم نبوده و سوابق تاریخی ازسده های بعدی نشان مـیدهد کـه بمشکل مـیتوان آنرا به منظور مـهاجرتهای بزرگ کتلوی از شمال بجنوب استفاده کرد. به این ترتیب با از بین رفتن حتی بخشی از این جنگل ها، بخشی از ریه های زمین از بین رفته و میزان دی اکسید کربن از حالت تعادل خارج می شود. 300 سال از نابودی زمین گذشته است. فرهنگ مادی مردمان “افاناسیو” بسیـارزیـاد مشابه فرهنگ یـامنایـا است. تعداد چند مسکونۀ کـه یـافت شده نشان مـیدهد مردم فرهنگ یـامنایـا عمدتا کوچیـان دامدار بوده وبطورمداوم با مواشی خویش درون امتداد صحراها درحرکت بودند.

بازهم ازاینکه فقط چند مسکونـه یـافت شده است، مردم شاید عمدتا دامداران کوچی بودند کـه مواشی خویش را بفواصل طویل مـیبردند. فقط درمتنـهای بعدی ویدی و ادبیـات بعدی سانسکریت، ما مـیتوانیم تغیری درجهت جنوبشرق مرکزفرهنگی هندیـان بطرف جلگه های گنگا و یـامونا پیدا کنیم. در جنگل بارانی قصد ما پرورش علفهای هرز است. درآثارقدیم ما مـیتوانیم نام اریـانـه را کـه بطورآشکار بعد از واژۀ ایرانی استعمال نموده اند بیـابیم کـه یک قسمت بزرگ فلات ایران بشمول افغانستان امروزی را دربرمـیگیرد. آنـها دراوقات مختلف آوارگی ممکن هست ازهردو مسیریکجا با یکتعداد راههای کوچکتراستفاده نموده باشند، اما درتمام موارد، مـهاجرین هندو- ایرانی به منظور بار اول درون تماس با مردمانی آمدند کـه درشمال کوه ها زندگی مـید، بشمول سرزمـین های شمال افغانستان فعلی، قبل ازاینکه ازفلات پائین بروند.

دربین ایرانیـهای قدیم، این نام نشاندهندۀ یک مرحلۀ مقاربت یـا عشیروی دربین کنفدراسیون قبایل (پارسها، مادها) مـیباشد، اما بطورواضح ایشان را (در اویستا) از انایریـا (غیرآریـائیـها؛ با اناریـاکای یونانی مقایسه شود) جدا مـی سازد. یکی از مشـهور ترین مراکز فرهنگ افاناسیو درساحۀ مـینوسینسک نزدیک کراسنایـارسک فعلی قرار دارد، اما بقایـای قابل مقایسه درسراسرقزاقستان شمالی یـافت شده است. زبانـهای کافری نورستان نیز هندو- ایرانی است، اما اینـها ظاهرا یک شاخۀ جداگانۀ سومـی را تشکیل مـیدهند کـه بطورمشخص نـه هندو- آریـائی و نـه ایرانی است. بغیر از هندو- ایرانی دربرگیرندۀ ارمنی، یونانی، ایتالوی (لاتین دربین دیگران)، جرمنی (با انگلیسی، آلمانی و دوچ)، سیلتیک، بالتو- سلوانیک (بشمول روسی) مـیباشد.

باستان شناسان روسی ازنیمۀ هزارۀ سوم تغیرات بزرگی را درون سراسر نوار صحرا نشان مـیدهند. آنـها بنوبۀ خود نامزدان احتمالی اسلاف یـا عشایرهندو- ایرانیـهای اند کـه درحوالی نیمۀ هزارۀ دوم ق م بـه فلات ایران هجوم آوردند. واژه ها نشان مـیدهند کـه مردم بـه زراعت و اهلی سازی حیوانات (بشمول اسپ) مصروف بوده اند. مـهاجرت ایرانی ها بـه فلات حتما حد اقل درون اواخرهزارۀ دوم آغاز شده باشد، چون منابع آشوری از اواخر سدۀ نـهم ق م بـه سرزمـینـهای مادای و پارسواش (ماد و پارس قدیم) اشاره مـیکند. آخرین مباحث باستان شناسی دربارۀ تاریخ قدیم آسیـای مـیانـه موافقه دارد کـه حد اقل دراواخر هزارۀ چهارم یـا اوایل هزارۀ سوم ق م، مالداران ازغرب ارال که تا دور ترین نقاط شرق مانند ینسی و کوههای منگولیـا گسترش مـییـابند.

هیچ طریقۀ وجود ندارد کـه درآن بتوانیم بطوریقین مردمان قدیم چین غربی را ازایرانیـها یـا هندو- ایرانیـها تشخیص کنیم. ایفیدرا به منظور مدت طولانی یکی از امکانات تشخیص نبات هوما/سوما بوده کـه برای تهیۀ مقدس (هلوسینوجینیک) هندو- ایرانیـها کاربرد داشته است. دانشمندان برای شناخت راز آن پدیده عجیب تلاش کردند. کلکین پنجره ای است برای شناخت بهتر افغانستان که توسط جمعی از پژوهشگران علاقمند به این حوزه برای توسعه درک و شناخت از این سرزمین کهن ایجاد شده است و تلاش می کند تا فضایی برای ارایه همه تحلیل های موجود، تعاطی و تضارب افکار با تاکید بر بیطرفی و نگرش راهبردی در مورد جریانات متعدد و متکثر و پرشتاب این کشور ارایه دهد تا مخاطب در فضایی علمی به فهمی بهتر در این زمینه دست یابد.

مارکوس که قبلاً نیز بارها به آمازون رفته بود، از داستانهای خود برای یوسی تعریف کرد و او هر چه بیشتر برای سفر راغب میشد. آن ها بیشتر در طول شب از لانه ها بیرون می آیند و روز را در صخره ها و سنگ ها زندگی می کنند. درسالیـان آخریکتعداد زیـاد مومـیائیـها و یـافته های دیگردرحد شرقی نوارصحرای اروپائی- آسیـائی بخصوص درمنطقۀ خود مختار اویغور درشمالغرب چین فعلی نزدیک قزاقستان فعلی اززیرخاک بیرون کشیده شده اند. اینـها اسپ سواربودند، اما از واگون (ارابه) های چهارچرخه و دو چرخه نیزکارمـیگرفتند، اما واضح نیست کـه توسط یـا اسپ رانده مـیشدند. موضوع دوم اینکه جنگل نروژی یک داستان عاشقانه است اما نه یک داستان عاشقانه معمولی.

دیدگاهتان را بنویسید