افغان ها، فصل ١ تا ١٤

گفته میشود که درشمال افغانستان بعضی جوامع عربها زندگی میکنند که عربی صحبت میکنند. زبان دیگر (هندو- آریائی) داردی که حالا (تقریبا) منقرض شده، تیراهی است که قرارمعلوم دربعضی دهکده های جنوب جلال آباد توسط مردمانی صحبت میشدند که ظاهرا توسط پشتونها (افریدیها) از تیراه (درقسمت جنوبی، درجانب دیگرسفید کوه) بیرون رانده شدند. آنها به پارسی صحبت نموده و شیعۀ امامی اند. این اثر متعلق به حکومت ساسانیان است. میوه ه این درختچه اثر مفرح و ملین دارد، بخصوص در زمانی که کامل نرسیده باشد و در حالت رسیده و بدون پوست بدلیل دارا بودن موسیلاژ قابلیت تقویت حرکات دودی شکل روده و نرم کنندگی آنرا دارد و برای مبتلایان به یبوست مؤثر خواهد بود.

،خاک های بیابانی ومراتع وچمن زارهایی که قبلا در آنها جنگل وجود داشته ولی در اثر قطع بی رویه حالت اولیه خود را ازدست داده اند. اما جنگهای اخیرساختارجامعۀ هزاره را تغییر داده و قسمت اعظم قدرت حالا دردست رهبران جدید مذهبی و احزاب سیاسی قرار دارد که مهمترین آنها حزب وحدت اسلامی است. مهمترین ساحۀ عصر مس و برونز شناخته شده تا کنون، مندیگک درجنوب افغانستان است. عصر برونز تا نیمۀ دوم هزارۀ دوم ق م ادامه مییابد که آغازعصر آهن است. دردورۀ 2 که تقریبا مربوط به نیمۀ هزارۀ چهارم ق م میشود، کیفیت کلالی سیر قهقرائی را نشان داده وغالبا دستساخت و بدون تزئین است.

هزاره های ایماق که درشمال شرق هرات زندگی دارند، ازنگاه تباری مربوط به هزاره های افغانستان مرکزی اند، اما اینها شیعه نبوده و سنی اند. این گروه از چهار ایماق متشکل شده که شامل چهار قبیله (جمشیدیها، هزاره های ایماق، فیروزکوهیها و تایمنی ها) اند. هزاره ها قرار معلوم یک ساحۀ بسیاروسیع بشمول مسیرهای بزرگ شرق و جنوب زیستگاه فعلی خویش را دراختیارداشتند. آنها باشندۀ ساحۀ اند که از جوار کوتل سالنگ درشمال کابل بامتداد جنوب و شرق کناره های کوههای نورستان تا سواحل دریای کنر در شمال جلال آباد وسعت دارد.

اززیستگاه آنها دروادیهای جانبی بامتداد دریای کابل واضح میشود که آنها دریک ساحۀ بسیاروسیع زندگی داشته و با گذشت ایام توسط مهاجمین پشتون از جلگه های بین کابل و جلال آباد بیرون رانده شده اند. آخرین انکشاف در دریافتهای این منطقه نشان داده میشود که شامل دو مجسمۀ مرمرین سوریا، خدای هندوی آفتاب است که در مخروبه های یک معبد هندو در خیرخانه نزدیک کابل یافت شده است. اکثریت هزاره ها مسلمانان شیعۀ امامی بوده ودرتماس نسبتا نزدیک با هم مذهبی های خویش درایران وعراق هستند. آنها باشندگان زمینهای فقیر در کوههای افغانستان مرکزی بنام هزاره جات میباشند.

این مراکز اغلبا درنواحی کوچک و منزوی و مرغزارهای زمینهای حاصل خیز واقع بوده که که نشاندهندۀ مناطق اطراف ایرانیان است. همچنان کاملا روشن است که مناطق شمالی افغانستان قسمتی ازیک ساحۀ وسیع فرهنگی را میسازد که شامل سرزمین های شمال و شمال غرب درتاجکستان، ازبکستان و ترکمنستان امروزی است. اینها همچنان نشاندهندۀ یک رابطۀ قوی بین افغانستان شرقی وجنوبشرقی ازیکطرف و مسیرهای کوهی امتداد اندوس در پاکستان امروزی از طرف دیگر است، تمام این ساحات بطور تقریبی زیستگاه پشتون های امروزی است.

هزاره ها به قبایل وطوایف تقسیم شده و بطورعنعنوی توسط میر یا بیگ رهبری میشوند، اما کدام شجرۀ عمومی وجود نداشته و تنظیم قبیلوی بمراتب کم اهمیت تر درمقایسه با پشتون هاست. یکتعداد محدود گزارش حفریات و سروی های عمومی بنشررسیده، اما دانش باستان شناسی دربارۀ دوره های (پیش ازتاریخ) قبل از500 ق م بسیار ناچیزاست. خود مرغزارکندهار ایجادگر یک گرهگاه برای مسیرهای بین شرق وغرب است، چون درشمال توسط کوههای افغانستان مرکزی و درجنوب بواسطۀ دشت سوزان ریگستان محدود شده است (که بنام دهلیزاراکوزیا نامیده میشود). جاهایی که درختان فشرده و در هم دارند مالی ندارند چون درهمی زیاد باعث نرسیدن افتاب و کوری دید و رطوبت بالا می شود و دلیلی ندارد کسی مالی را آنجا دفن کنند.

نقطه دلچسپ اینستکه بعضی سکه های نقرۀ شاه نیزک توسط یک حاکم بنام وراهیتیگین ضرب مجدد شده که شاید با کسی بنام برهاتیگین یکی باشد که توسط البیرونی بحیث اولین شاهان ترکی شاهی ذکر شده است. گویندگان پشۀ در واقعیت شاید در یک دورۀ بسیارقدیم ازشرق باینجا آمده باشند، اگرآنها پس ازمهاجرت هندو- آریائی ها ازشمال هندوکش درهزارۀ دوم ق م فورا دراینجا مستقرنشده باشند. علایم آشکارنفوذ شمال بالای سرزمین های جنوب هندوکش نیز دیده میشود.

این نام برای این نوع از قارچ حکایت از قدمت استفاده غذایی آن نیز دارد. شدت بارش، نوع سازندهای زمین شناسی و وضعیت پوشش گیاهی از جمله عوامل دخیل در میزان ضریب روانآب هستند. جنگل های بارانی آمازون محل زندگی 2.5 میلیون گونه حشره، 427 گونه پستاندار، 1300 گونه پرنده، 378 گونه خزنده و بیش از 400 نوع دوزیست هستند. آنها نمایندۀ پارسی زبانان، کوچیان سنی و نیمه کوچی غرب افغانستان بوده و تعداد ایشان در 1993 بیش از 400 هزار تخمین شده است. عصرمس در فلات ایران شامل دورۀ بین 5500 و 3000 ق م تخمین میشود. تعداد آنها مطابق تخمین 1989 حدود 1.5 ملیون است.

نام آنها مشتق ازهزار پارسی است که احتمالا اشاره بیک قطعۀ نظامی (مینگ مغولی) دارد. در حاشیه شمال غرب روستای ابر، جادهای خاکی ست که در انتها به روستای شیرین آباد می رسد و با در پیش گرفتن ادامه مسیر، کوه رستم پیش رویتان است. النگدره از آن دست طبیعتهایی است که میتوان در چهار فصل به آن سفر کرد و از بودن در آن لذت برد، طوری که در پاییز برگهای درختان تنومند آن به هزار رنگ زیبا در میآید و منظرهای بینظیر را پیش رویتان قرار میدهد.

این پروسه درعصربرونز تشدید گردیده و دراوایل و نیمه هزارۀ سوم ق م مسکونه های متعدد به مراکزکوچک شهری انکشاف میکند که با مهارت پیشه وری، تبادل منطقوی، بهره برداری و تسلط مناطق ماحول استواراست. امروزه بیشتر جنگلزدایی در مناطق استوایی اتفاق میافتد. درنتیجهی این تلاشها، اگرچه جنگلزدایی هرگز متوقف نشد اما این فرایند که در سال ۲۰۰۴ به اوج خود رسیده بود، وارد یک دهه کاهش شد.سرانجام رونق جهانی کالا روند کاهشی جنگلزدایی را متوقف کرد. آب و هوا به طور کلی مرطوب ، بیش از 25 درجه سانتیگراد ، خاکها آبرفتی است و پوشش گیاهی شامل درختانی است که بیش از 30 متر ارتفاع دارند و بیشترین آنها را اپی فیت ها (بروملیادها و ارکیده ها) و لیاناها پوشانده اند.

تبصره 2- اراضی مشجر و اماكن مسكونی و محلهای كسب و پيشه و تجارت كه مساحت آن از پانصد متر مربع تجاوز نكند از شمول اين قانون مستثنی است. تفاوت عمده ی میان شیوه ی زندگی کنونی ما و گذشتگان مان در فاصله ی ما از محیط طبیعی ست که عامل آن افزایش شهرنشینی بوده است. این منطقهٔ جنگلی که تماماً از درختان پهنبرگ تشکیل شده و رودخانهٔ آمازون نیز از میان آن میگذرد، بخشهایی از کشورهای برزیل (۶۰ درصد)، پرو (۱۳٪)، کلمبیا (۹٪)، ونزوئلا (۵٪)، بولیوی (۵٪)، گویان (۳٪)، سورینام (۲٪)، اکوادور (۱٫۵٪) و گویان فرانسه (۱٫۵٪) را در برمیگیرد.

دیدگاهتان را بنویسید